****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
طلیعه ماه محرم

نوحه

(به سبک سلام ای عزیز دو عالم)

(ده شب)

 

سلام ای عزیز دو عالم ، سلام ای شهید محرم

شده دین حق از تو زنده ، بود اسم تو اسم اعظم

تو دریای رحمت تو خون خدایی

شه تشنه لب در صف كربلایی

به دوش نبی جای تو بوده اما

سرجدایی

شدی محروم از مهر مادر

شدی پامال پای لشگر

به غارت رفت از تو انگشتر

غریب مادر یا ثارالله

******

نسیم محرم وزیده ، قد و قامت مه خمیده

مرا لطف زهرا دوباره ، به بزم عزایت كشیده

به درگاه تو آمدم دیده گریان

شدم میهمان تو ای تشنه مهمان

بود حال من حال حرت كه آقا

شد پشیمان

بیاد غمهایت میسوزم

بیاد لبهایت میسوزم

بیاد آوایت میسوزم

غریب مادر یا ثارالله

******

فدای تو و بچه هایت ، فدای تو و خاك پایت

الهی كه روزی بمیرم ، برای تو در كربلایت

شدی خسته و تشنه قربانی آقا

شدی كشته با زجر طولانی آقا

شده كار من روز و شب آه و روضه

خوانی آقا

شد ازنیزه پرخون پهلویت

شده شانه با نیزه مویت

نشسته پنجه بر گیسویت

غریب مادر یا ثارالله


***************************

 مسلم ابن عقیل

 

سلام ای عزیز دو عالم ، سلام ای شهید محرم

شده دین حق از تو زنده ، بود اسم تو اسم اعظم

تو دریای رحمت تو خون خدایی

شه تشنه لب در صف كربلایی

به دوش نبی جای تو بوده اما

سر جدایی

شدی محروم از مهر مادر

شدی پامال پای لشگر

به غارت رفت از تو انگشتر

غریب مادر یا ثارالله

******

منم سر به دار تو آقا ، كه در كوچه افتادم از پا

به تو نامه دادم بیایی ، خجل هستم از روی زهرا

نمانده برای تو در كوفه یاری

به غیر از من اینجا تو محرم نداری

شده كار سردار تو از غریبی

آه و زاری

میاور همراهت اصغر را

میاور همراهت دختر را

میاور همراهت دختر را

واویلا واویلا واویلا


***************************

 ورود كاروان به کربلا

 

شده جسم عالم پر از تب ، شده سینه از غم لبالب

به جاه و جلال و شكوهی ، پیاده شد از ناقه زینب

عصایش شده شانه ی ماه لیلا

ركابش شده دست و زانوی سقا

می آید بگوش دل از این بیابان

آه زهرا

رسد از این صحرای سوزان

شمیم اشك و آه و هجران

ندارد اینجا ابر و باران

واویلا واویلا واویلا

******

در این سو همه زار و مضطر ، در آن سو سیاهی ه لشگر

در این سو همه در حجاب و ، در آن سو همه فكر معجر

شده خیره چشمان زینب به یارش

الهی نیفتد گره بین كارش

الهی نبیند شده شمر و خولی

همجوارش

الهی زینب در این صحرا

نبیند غرق خون یارش را

شده بازیچه زیر پاها

واویلا واویلا واویلا

 

**************************

 حضرت رقیه (س)

 

منم دختر مو پریشان ، منم حوری دیده گریان

مرا با خودت از خرابه ، بیا و ببر ای پدر جان

پدر بعد تو سایبان سرم رفت

رمق از تن خسته و پیكرم رفت

شدم مثل زهرا ببین چهره ام به

مادرم رفت

شدم آواره بین صحرا

لباسم پاره شد ای بابا

شده زخمی جسمم سرتاپا

واویلا واویلا ای بابا

******

من آن درد پر ماجرایم ، كه با هر چه غم آشنایم

مرا چكمه كرده نوازش ، شكسته شده دنده هایم

الهی كه عمرم دگر سر بیاید

نفس در گلویم به آخر بیاید

چنان كنده شد موی من كه بعید است

در بیاید

مرا تا كه بی بابا دیدند

النگوهایم را دزدیدند

مرا هو كردند و خندیدند

واویلا واویلا ای بابا

 

***************************

 طفلان حضرت زینب (س)

 

برادر بمیرم برایت ، همه زندگیم فدایت

برای قبول دو طفلم ، گذارم سرم را بپایت

زدم رو به تو رد نكن خواهرت را

مران این دو قربانی محضرت را

وگرنه قسم میدهم روی سرخ

مادرت را

ندارم بهتر از این طفلان

مكش از دست زینب دامان

ببین می بارم همچون باران

واویلا واویلا واویلا

******

تو راضی مشو ای برادر خجالت كشم پیش لشگر

تو راضی مشو تا ببینند ، مرا وقت تاراج معجر

رجز یادشان داده ام جان بگیری

امیری حسین و نعم الامیری

چگونه بمانند و من را ببینند

در اسیری

چگونه باشند و افسرده

پسرهایم بینند آزرده

رخ مادر را سیلی خورده

واویلا واویلا واویلا

 

**************************

 عبدالله ابن الحسن

 

عموی به خون آرمیده ، كه جان بر لبانت رسیده

بمیرم نوك تیر و نیزه ، به موی تو شانه كشیده

ترك خورده مثل كویری زبانت

زبس رفته خون از تو رفته توانت

رسیدم كه قاتل برد نیزه اش را

از دهانت

سپر می‌سازم دستانم را

دهم دستانم را چون سقا

زنم از دل داد وا ما

واویلا واویلا واویلا

******

منم از تو و قوم و خویشت ، كه حالا رسیدم به پیشت

چگونه ببینم كه قاتل ، زند پنجه اش را به ریشت

رسیدم كه اینجا نمانی تو تنها

مكش ناخنت را روی خاك صحرا

بمیرم كه كوبیده گشته تنت از

رد پاها

من از جام عشقت هستم مست

حلالم كن كه خون این دست

به روی ماه رویت بنشست

واویلا واویلا واریلا

 

***************************

 قاسم ابن الحسن

 

كجایی عزیز برادر ، كجایی گل سرخ و احمر

كجاگم شدی بین صحرا ، صدایم بزن بار آخر

یتیم حسن در برم میدهی جان

فرو رفته جسمت به خاك بیابان

تنت مثل گل واشده بسكه گفتی

نیزه باران

شمیم خون بویت واویلا

شده در هم رویت واویلا

كشیده شد مویت واویلا

واویلا واویلا واویلا

******

عروس تو در خیمه مانده ، برای تو مرثیه خوانده

چه كس سینه ات را شكسته ، به تو ارث زهرا رسانده

تو را می برم گرچه جانی ندارم

ز داغ تو دندان به هم می فشارم

بریزد به هم صورتت گر به رویت

سر گذارم

زداغت شد نجمه آزرده

خسوف خون نورت را برده

زبسكه پا بر رویت خورده

واویلا واویلا واریلا

 

***************************

 حضرت علی اصغر (ع)

 

قناری خاموش مادر ، زآغوش بابا زدی پر

خدا تسلیت گفته داغت ، غم تو نیاید به باور

پریدی تو از بین گهواره اصغر

ببین مادرت گشته بیچاره اصغر

گلوی نحیف تو و قلب من شد

پاره اصغر

دلم بی سامان شد لالائی

سرت آویزان شد لالائی

نوایم سوزان شد لالائی

لالائی لالائی لالائی

******

ببین صبر بابا سر آمد ، ببین لرزه بر پیكر آمد

به حلقت سه شعبه نشسته ، سه دندان شیری درآمد

شدم مات و حیران میان بیابان

ز چشمم ببارم بكام تو باران

نهانت كنم تا نیفتی تو گیر

نیزه داران

بخواب آرام ای جان بابا

الهی كه بعد از عاشورا

نباشی روی نیزه بالا

لالائی لالائی لالائی

 

***************************

حضرت علی اكبر (ع)

 

به میدان رود ماه لیلا ، به لشگر زند شیر صحرا

الهی نیفتد به خاك و ، نگردد تنش اربا اربا

پدر طاقت داغ او را ندارد

به روی پر از زخم او سرگذارد

اگر خواهرش بهر یاری نیاید

جان سپارد

شكسته آمد بابا سویش

شكسته شد خط ابرویش

درآمد لاله بر گیسویش

واویلا واویلا واویلا

******

به پیش پدر دست و پازد ، پدر از غمش ناله ها زد

علی را عدو مثل زهرا ، به یك ضربه ی بی هوا زد

شبیه علی شد شبیه پیمبر

سرش واشد از ضربه ی تیغ لشگر

گرفته گلوی اذان گوی مارا

خون حنجر

به هم خورده روی زیبایش

كشد بر خاك صحرا پایش

شده كم سو چشم بابایش

واویلا واویلا واویلا

 

*************************

 حضرت عباس (ع)

 

علمدار نام آور من ، چه خاكی شده بر سر من

پر از عطر یاسی گمانم ، شده زائرت مادر من

توئی افتخارم كه والا مقامی

زدی در دل شط ولی تشنه كامی

بمیرم كه بر چشم نازت سه شعبه

زد حرامی

به راهم افتاده دستانت

شده جانم بر لب چون جانت

شده پاره پلك چشمانت

واویلا واویلا واویلا

******

پر از لرزه گردیده این تن ، رود تا فلك ناله ی من

جمال تو گردیده درهم ، سرت واشد از ضرب آهن

شكسته كمر گشتم و قد خمیده

خبر از بلا بی تو بر من رسیده

اگر برنخیزی عدو دخترم را

مو كشیده

سر بالینت هستم حیران

كشم آهی با چشم گریان

شود زینب بی تو سر گردان

واویلا واویلا واویلا

 

***************************

 شب عاشورا

 

شب آخر است و رهایی ، جز آهم ندارم دعایی

الهی نبینم كه فردا ، تو خورشید بر نیزه هایی

الهی نبینم پس از ظهر فردا

تن بی سرت غرق خون زیرپاها

الهی نكوبی سرت بر بیابان

پیش زهرا

شب آخرهست و بی تابم

زكابوس فردا بی خوابم

غمت چون شمعی كرده آبم

واویلا واویلا واویلا

******

ز تو دیده را بر نگیرم ، به دام مصیبت اسیرم

دعا كن كه قبل از تو امشب ، رسد بر لبم جان بمیرم

زن بی كس و خسته در شوره زارم

سرم را سر زانویم می گذارم

ز تو دیده های پر از خون خود را

بر ندارم

شود صبح فرداعاشورا

سرغارت برجسمت آقا

سر نعشت می گرد بلوا

واویلا واویلا واویلا

 




موضوعات : حاج مجتبی صمدی شهاب، نوحه (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،