****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
مسلم ابن عقیل

واحد

(به سبك نشسته بر لب)

(نه شب)

 

خبر ببر ز کوفه باد صبا

بگو به آواره ی بین صحرا

کوفه میا حسین یاابن الزهرا

مهمانم و لب تشنه گردم فدا

بگو سرم شده ز پیکر جدا

کوفه میا حسین یابن الزهرا

یاری ندارم حسین

من بی قرارم حسین

گرید به غربت من طناب دارم حسین

سیدی حسین جان

******

 در کوچه ها ماندم غریب و تنها

در زیر سنگ کوفه دارم نوا

کوفه میا حسین یابن الزهرا

دشمن کند حال مرا تماشا

به اشک چشم من زند طعنه ها

کوفه میا حسین یابن الزهرا

ببین تو تاب و تبم

خون میچکد از لبم

سرم شکسته اما یاد سر زینبم

سیدی حسین جان


******************************

ورود كاروان به کربلا

 

ای حاجیان راه سفر شد تمام

رسیده ایم دگر به بیت الحرام

ای ساکن کرببلا السلام

از محملش ببین که بنت الامام

پیاده میشود چه با احترام

ای ساکن کرببلا السلام

خورشید محمل آمد

یک کاروان دل آمد

این قافله سوی مرگ منزل به منزل آمد

سیدی حسین جان

******

رسیده کاروان خون و قیام

به پا شده به خاک غربت خیام

ای ساکن کرببلا السلام

به کاروان اجل رساند پیام

نوحه ی اهل آسمان شد مدام

ای ساکن کرببلا السلام

با قلب پاره پاره

آمد مه و ستاره

به حرمله خبر ده رسیده شیرخواره

سیدی حسین جان

 

******************************

حضرت رقیه )س(

 

همچون علی آمدی ای پدر جان

در نیمه شب به دیدن یتیمان

خوش آمدی امشب به کنج ویران

با اشک من ویرانه شد چراغان

عمه بیا رسیده بهرم مهمان

خوش آمدی امشب به کنج ویران

در بند ظلم اغیار

شد دخترت گرفتار

ره میروم ولیکن دستم بود به دیدار

ابتا حسین جان

******

چون زلف تو دلم شده پریشان

ای قاری قرآن روی سنان

خوش آمدی امشب به کنج ویران

بشنو تو التماس این نیمه جان

مرا ببر یا تو کنارم بمان

خوش آمدی امشب به کنج ویران

روشنی دو دیده

بابای من رسیده

امشب به بر گرفتم من یک سر بریده

ابتا حسین جان

 

******************************

حر ابن ریاحی

 

به در گهت روی سیاه آوردم

بهشت من بار گناه آوردم

حسین ، من بر تو پناه آوردم

مولای من عمر تباه آوردم

پیش خدا تو را گواه آوردم

حسین ، من بر تو پناه آوردم

به خجلت گناهم

به این روی سیاهم

جز خانه ی تو مولا کسی نداده راهم

سیدی حسین جان

******

اینجا دل گم کرده راه آوردم

با اشک خود بهرت سپاه آوردم

حسین ، من بر تو پناه آوردم

با دست خالی اشک و آه آوردم

بنگر دو چشم عذر خواه آوردم

حسین ، من بر تو پناه آوردم

من آمدم پشیمان

عادتکم الاحسان

گر چه گنه زیاد و بخشیدن از تو آسان

سیدی حسین جان

 

******************************

طفلان حضرت زینب (س)

 

ای ماه من شد روزگارم چون شب

آورده ام ز خیمه ها دو کوکب

آه ای فلک امان ز قلب زینب

باشد همین دارو ندار زینب

ای جان من جانم رسیده بر لب

آه ای فلک امان ز قلب زینب

ای به فلک قائمه

بر لب من زمزمه

دو یوسفم فدایت ای یوسف فاطمه

سیدی حسین جان

******

هر دو فدای راه دین و مکتب

نذر برادرم شد این ای دو یا رب

آه ای فلک امان ز قلب زینب

هر دو کفن به تن سوار مرکب

کاسه ی صبرم گرچه شد لبالب

آه ای فلک امان ز قلب زینب

مرگ سحر نبیند

خون جگر نبیند

یارب دگر مادری داغ پسر نبیند

سیدی حسین جان

 

******************************

قاسم ابن الحسن

 

ارث شجاعت از علی دارم من

به دشمنان بگو منم صف شکن

ان تنکرونی فانبن الحسن

گرچه به تن مرا نباشد جوشن

شده زره به پیکرم این کفن

ان تنکرونی فانبن الحسن

مجروح نیزه هایم

یتیم مجتبایم

من دست و پا می زنم به زیر دست و پایم

یتیمم عموجان

******

لاله ی جسمم شده نقش چمن

تا دم آخر به لبم این سخن

ان تنکرونی فانبن الحسن

شکسته استخوان من را دشمن

داغ مدینه تازه شد بهر من

ان تنکرونی فانبن الحسن

من از فرس فتادم

سر زمین نهادم

در زیر سم اسبان عمو برس بدادم

 یتیمم عموجان

 

******************************

حضرت علی اصغر (ع)

 

مکن تلظی تو چنین در برم

رحمی نما به قلب من ، مادرم

لالایی ای گل پرپر اصغرم

چگونه تشنگی ات را بنگرم

ترک ترک شده لعل پسرم

لالایی ای گل پرپر اصغرم

خشکیده شد سبویت

شهادت آرزویت

ببوسم ای گل من سپیدی گلویت

علی جان لالایی

******

جان می دهی به پیش چشم ترم

تب تو آتش زده بر پیکرم

لالایی ای گل پرپر اصغرم

ای تیر کین ببین دل پرپرم

جای گلوی او بزن حنجرم

لالایی ای گل پرپر اصغرم

آشوب و هلهله شد

عزای قافله شد

میدان پر از صدای خنده ی حرمله شد

علی جان لالایی

 

******************************

حضرت علی اکبر (ع)

 

آینه دار چهره ی پیمبر

یوسف زهرایی و سبط حیدر

حیدر کربلا علی اکبر

خیمه شده ز داغ تو نوحه گر

لبهای تشنه ات ز خون گشته تر

حیدر کربلا علی اکبر

کم گشته راه چاره

اذان بگو دوباره

با اشک خود بشویم این زخم بی شماره

ولدی علی جان

******

نوحه سرا ز خیمه آمد خواهر

من می زنم به سینه او روی سر

حیدر کربلا علی اکبر

ای جگرم ببین شدم خونجگر

ای پسرم دگر شدم بی پسر

حیدر کربلا علی اکبر

شکسته ابرو علی

دریده پهلو علی

کنار تو رسیدم با سر زانو علی

ولدی علی جان

 

******************************

حضرت عباس (ع)

 

تو قمر قبیله ی زهرایی

تو قبله ی تمام اولیایی

خدا کمت نکنه از آقایی

در دل صحرای عطش دریایی

با لب تشنه ای ولی سقایی

خدا کمت نکنه از آقایی

خصم خوارجی تو

سکه ی رائجی تو

باب الحسینی و هم باب الحوائجی تو

آقایی ابالفضل

******

تو کاشف الکرب امام مایی

تو حیدر سپاه عاشورایی

 خدا کمت نکنه از آقایی

دست کریم خالق یکتایی

مشکل گشای همه ی دنیایی

خدا کمت نکنه از آقایی

بر لب ما زمزمه است

زائر تو فاطمه است

قسم به کرببلا بهشت ما علقمه است

آقایی ابالفضل

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر میثم مومنی نژاد، واحد (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، حـر ابن یزید ریاحی،