تبلیغات
حسینیه نوحه، پایگاه تخصصی نوحه، سرود و سبک های مداحی - ایمان مقدم/طلیعه ماه محرم/زمزمه/از آسمون بارون می باره ، چشمای زهرا
****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
طلیعه ی ماه محرم

زمزمه

(به سبک از آسمون بارون)

(ده شب)

 

از آسمون بارون می باره ، چشمای زهرا خون می باره

ماه محرم رسید دوباره آه و واویلا

پیراهن مشکیمُ می پوشم به اذن زهرا

مهدی میاد دوباره ، روضه برات می گیره

خوش بحال کسی که ، امسال برات می میره

حسین غریب مادر

******

صدا میاد از آسمونا ، کجا نشستن سینه زنها

یه مادری باز سر در خونش مشکی می کوبه

نوکری آقا فقط برای تو خیلی خوبه

حالا که من دوباره ، محرمت رو دیدم

یه کاری کن که زهرا ، بگه اینُ خریدم

حسین غریب مادر

******

دعوت شدم دوباره امسال ، زهرا می خونه بین گودال

برات بمیرم آخه مگه تو مادر نداری

رو خاک صحرا افتادی اما تو سر نداری

سر تو رو بریدن ، آتیش زدن به جونم

خیلی غریبی مادر ، من اینُ خوب می دونم

حسین غریب مادر


**********************************

ورود کاروان به کربلا

 

زینب دیگه داره می میره ، اینجا تو رو ازم می گیره

اینجا کجاست که همش داره دست و پام می لرزه

انگار از اینجا دارم می بینم هزار تا نیزه

اگه میشه نمونیم ، دیگه رمق ندارم

چیکار کنم راضی شی ، اسم کیُ بیارم

امان از این غریبی

******

داره علم می کوبه عباس ، دل نگرون زینب کبراس

جان برادر می خوام کنارت باشم همیشه

ببین ربابُ بچش رو دستش آروم نمیشه

داره می بینه انگار ، حرمله هی می خنده

کاشکی سر علی رو ، رو نیزه ها نبنده

امان از این غریبی

******

اینجا کسی رحمی نداره ، جون منُ رو لب میاره

من مطمئنم اینجا نمی سازه با مزاقت

وای از دمی که یکی با خنجر میاد سراغت

من می میرم اگه تو ، تنها بمونی اینجا

خدا کنه نمونی ، به زیر سم اسبا

امان از این غریبی

 

**********************************

حضرت رقیه (س)

 

چشام به در دوخته بابایی ، ببین موهام سوخته بابایی

خبر نداری تو صحرا بابا زمین می خوردم

فقط برای دیدن چشمات دووم آوردم

کشته منُ بابایی ، سر پر از غبارت

مگه کسی نبوده ، تو کربلا کنارت

بابا بابا بابایی

******

یه بغضی توی این گلومه ، خیلی دلم تنگ عمومه

یادته بابا همش رو دوش عمو می رفتم

بعد عمو من فقط با درد پهلو می رفتم

اون شبی که جا موندم ، یکی اومد کنارم

گفتم نزن یتیمم ، من کسی رو ندارم

نامرد بی سر و پا ، دخترتُ کتک زد

با خنده های تلخش ، به زخم ما نمک زد

بابا بابا بابایی

******

بگو سرت رو کی بریده ، بگم کی موهامُ کشیده

زخم پاهامُ ببین باباجون خیلی زیاده

ترسیده بودم خیلی دویدم پای پیاده

به آرزوم رسیدم ، تو رو بغل می گیرم

حاجت من همینه ، دارم برات می میرم

بابا بابا بابایی

 

**********************************

طفلان حضرت زینب (س)

 

روی منُ زمین می ذاری ، هدیه هامُ قبول نداری

چیزی ندارم به غیر از اینها برات بیارم

نگو نمیشه دارن می لرزن گلام کنارم

به بچه هام می گفتم ، باید برات بمیرن

حالا ببین چجوری ، دامنتُ می گیرن

حسین عزیز زهرا

******

اذن جهاد اگه نگیرن ، گلام تو خیمه ها می میرن

حق بده آقا دلم بگیره ازت برادر

بیا نگاه کن ببین چقد مضطر شده خواهر

بچه بزرگ نکردم ، تو خیمه ها بمونن

شاگرد حیدر هستن ، درسته نوجوونن

حسین عزیز زهرا

******

نبردشون ببین چه غوغاس ، استاد رزمشونه عباس

توی رگاشون خون علیه داره می جوشه

وای از دمی که هر دوتاشون افتادن یه گوشه

لحظه ی آخر اومد ، گلام رو خاک صحران

با نیزه ای که خوردن ، امشب و پیش زهران

حسین عزیز زهرا

 

**********************************

عبدالله ابن الحسن

 

عمه بذار برم به میدون ، تنها تو گوداله عموجون

بارون تیر و نیزه داره رو سرش می باره

حرمله اینجا داغشُ رو این دلم می ذاره

تا از رو مرکب افتاد ، زود دستمُ کشیدم

اصلا نفهمیدم کی ، بالاسرش رسیدم

واویلتا واویلا

******

قلبمُ از جا کندی آخر ، وقتی دیدم افتادی با سر

خوردی زمین و میدون دوباره غوغا به پا شد

خوشا به حالم برا عموجون دستم جدا شد

نیگا بکن عموجون ، من افتادم کنارت

حاجتمُ گرفتم ، تا جون دادم کنارت

واویلتا واویلا

******

هرکی تو دستش هرچی داش زد ، یه پیرمردی با عصاش زد

بوی مدینه پیچیده اینجا مادر رسیده

روضه می خونه غریبونه با قد خمیده

برای ذبح بچم ، خنجر و تیر آوردن

اونا که عمری کوفه ، نون علی رو خوردن

واویلتا واویلا

 

**********************************

قاسم ابن الحسن

 

تو خیمه خیلی غصه خوردم ، نامه ی بابام و آوردم

بابام بهم گفت غریبی سخته دردت به جونم

بذار برم من دلم می گیره اینجا بمونم

وقتی زمین می افتم ، غوغا میشه تو میدون

آرزومه بمیرم ، تو بغل عموجون

عموعمو عموجون

******

یل حسن زده به لشکر ، اذن جهاد گرفته آخر

رجز می خونه لشگر فراری شده دوباره

ازرق شامی رو رو زمین زد با یه اشاره

اهل حرم می دیدن ، مثل حسن می جنگه

دیدن حریف قاسم ، نیزه و تیر و سنگه

عموعمو عموجون

******

قاسم تا روی خاکا افتاد ، ولوله تو خیمه ها افتاد

عمو بالای سرش رسیده با دست لرزون

می بینه قاسم تنها رو خاکا افتاده بی جون

غصه نخور عموجون ، بالا سرت نشسته

آخی شبیه زهرا ، سینت چرا شکسته

عموعمو عموجون

 

**********************************

حضرت علی اصغر (ع)

 

امشب دل زهرا کبابه ، شب شب روضه ربابه

میون خیمه برای اصغر روضه میخونه

میگه خدایا بعیده بچم زنده بمونه

داره میگه عزیزم ، تکون نده لباتُ

از هوش میری دوباره ، واکن علی چشاتُ

لالا لالا لالایی

******

تو خیمه ها غوغا به پا شد ، وقتی سر علی جدا شد

تا که سه شعبه سمت علی رفت چشامُ بستم

دارم می بینم گلوی پارش ریخته رو دستم

سرباز آخر من ، نشون نده گلوتُ

واکن دوباره بابا ، دستای کوچولوتُ

لالا لالا لالایی

******

رفتی برو خدا به همرات ، بابا فدای قد و بالات

گهواره ی تو تو دست دشمن غوغایی بر پاس

تنت رو خاک و سرت عزیزم رو نیزه بالاس

داری ما رو می بینی ، بی تابی روی نیزه

خدا کنه نیفتی ، بخوابی روی نیزه

لالا لالا لالایی

 

**********************************

حضرت علی اکبر (ع)

 

علی پاشو چشاتُ واکن ، یه بار منُ بابا صدا کن

رو خاک صحرا افتادی حالا چه وقت خوابه

پاشو نیگا کن حال من و عمه هات خرابه

یادمه وقتی رفتی ، انگار دلم رو بردی

بخاطر رقیه ، یه قطره آب نخوردی

ای وای علی اکبر

******

اینقد رو خاک نکش پاهاتُ ، کشتی علی آخر باباتُ

پاشو نیگا کن دشمن به حال بابات می خنده

پاشو بریم تا زخم سرت رو عمه ببنده

آخر نشد تنت رو ، به خیمه ها بیارم

تنت جدا جدا شد ، دیگه علی ندارم

ای وای علی اکبر

******

پهلوت چرا شکسته بابا ، تازه شدی شبیه زهرا

دارم می میرم داغ تو خیلی سنگینه بابا

چشاتُ بستی جلوی چشمام رو خاک صحرا

دیدی تو این بیابون ، جونم به لب رسیده

خسته شدم عزیزم ، ببین بابات بریده

ای وای علی اکبر

 

**********************************

حضرت عباس (ع)

 

علم رو بردار ای علمدار ، عباس من خدانگهدار

به هم می ریزه سپاهم عباس بدون دستات

می دونم اینا نقشه کشیدن برای چشمات

خبر پیچید تو خیمه ، سقا ز مرکب افتاد

خوردی زمین ندیدی ، تو خیمه زینب افتاد

واویلتا اباالفضل

******

سقای ما رو دوره کردن ، دنبال چی آخه می گردن

لشگر دشمن مشک عمو رو هدف می گیره

علیِ اصغر بدون مشک عمو می میره

بی دست رو خاک صحرا ، سقا با صورت افتاد

زهرا رو دید کنارش ، آهی کشید و جون داد

واویلتا اباالفضل

******

حسین دوید به سمت عباس ، دست قلم کنار دریاس

میگه برادر پاشو عزیزم حسین رسیده

پشت و پناهم ببین برادر قدش خمیده

بعد تو چشم دشمن ، می ره به سمت غارت

پاشو خودت نیگا کن ، زینب میره اسارت

واویلتا اباالفضل

 

**********************************

شب عاشورا

 

شب شب آخر حسینه ، فردا رو نی سر حسینه

همه تو خیمه دعا می خونن یا چشم گریون

زینب نشسته کنار ارباب با دست لرزون

میگه داداش الهی ، داغ تو رو نبینم

فردا میام با مادر ، بالاسرت می شینم

حسین غریب مادر

******

جون ما رو به لب میاری ، خواهرتُ تنها می ذاری

زینب می میره اگه یه لحظه ازت جدا شه

آرزوم اینه فردا تو گودال کسی نباشه

امشب می گی عزیزم ، از لحظۀ جسارت

فردا جلوی چشمام ، تن تو میشه غارت

حسین غریب مادر

******

امشب زبون گرفته زینب ، فردا حسینم زیر مرکب

دل نگرونم فردا تو گودال تنها بمونی

خدا نیاره عریان رو خاک صحرا بمونی

زیر عبای خولی ، فردا سر تو میره

تو دست ساربانم ، انگشتر تو میره

حسین غریب مادر

 

دریافت سبک




موضوعات : برادر ایمان مقدم، زمزمه (محرم و صفر)، طلیعه ماه محـرم، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا،