****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
مسلم ابن عقیل

زمینه

(به سبك بیتاب و بیقرار)

(ده شب)

 

پُرِ از نیرنگ ، کوفه ی صد رنگ

با لشکرِ کُفر ، (شدن هماهنگ)٢

کوفیا خیلی پستن

پشت من و بشکستن

شمشیر و از رو بستن

(میترسم آقا ، بِشى تو تنها)٢

کوفه پُرِ از نانجیبه

سفیرِ تو خیلی غریبه

ببین شده بی یار و یاور

کوفه میا (کوفه فریبه)٢

(مولای من میا به کوفه)۴

******

نگرونم کرد ، آقا این مطلب

که شدْ همراهِت ، (بی بی جان زینب)٢

عهدهای کوفی ننگه

 کوفه تو فکر جنگه

جنس دلاشون سنگه

(در تابم و تب ، برای زینب)٢

به یادِ لب هات آبْ نخوردم

دلم رو دستِ تو سپردم

با لبِ تشنه آخرین دَم

گفتم به لبْ (حسینو مُرْدَم)٢

(مولای من عزیزِ زهرا)۴


***************************

ورود كاروان به كربلا

 

رسیده کاروان ، زمینِ کربلا

اینجا میشه دلا ، (به غُصِّه مبتلا)٢

شروع میشه از امشب

دلهره های زینب

میسوزه در تاب و تب

(برا حسینش ، نور دو عِینِش)٢

شمشیر و تیغ و دشنه خنجر

تو سینه هاشون بغض حیدر

سه شعبه آوردن برای

گلوی نازِ علی اصغر (واى على اصغر)٢

(امون امون آه و واویلا)۴

******

غریب و تنها ، تویِ این صحرا

آتیش میگیرن ، (گُل هایِ زهرا)٢

بلا نمیبینن کم

نصیبِ دلهاشونْ غم

قامت هاشون میشه خَم

(توی اِسارت ، میشه جسارت)٢

اینا همه هستن حرامی

نه عزّتی ، نه احترامی

میشه نصیبِ اهلبیتِت

خاکستر و (سنگایِ شامی)٢

(امون امون آه و واویلا)۴

 

***************************

حضرت رقیه (س)

 

بابا دلگیرم ، بی تو میمیرم

سراغِتُ از ، (عمّه میگیرم)٢

رقیه در اضطراب

 کنج خرابه بی تاب

 شبش نداره مهتاب

 (چه بیقراره ، آروم نداره)٢

میگه بابام کو عَمّه زینب

رسیده جونم دیگه بَر لب

بابا کجایی من رقیه م

ببین بی تو (من کرده ام تب)٢

(بابا بابا بابا حسین جان)۴

******

بابا محزونم ، بی تو حیرونم

خسته زِ دَرْدو ، (چه پریشونم)٢

سَرِت جدا شد از تن

 چه با تو کرده دشمن

 بزن بابا حرف با من

 (ببین رقیه م ، با آه و گریه م)٢

بابا ببین موهام سفیده

قدَّم مثه زهرا خمیده

رو خارای صحرا رقیه ت

با پاهای (عُریان دویده)٢

(بابا بابا بابا حسین جان)۴

 

***************************

طفلان حضرت زینب (س)

 

نکنی تو ردم ، تو رو قسم میدَمْ

بزار بشن فدات ، (عُوْن و مُحمّدَمْ)٢

تو رو به جونِ مادر

 بحق بابام حیدر

 بگیر تو روی خواهر

 (قبول کُن این دو ، نوجوونم رو)٢

اگر چه ناقابلن اما

بزار برن داداش که دیره

یا بچه هامو راهیشون کن

یا که بدونْ (زینب میمیره)٢

(غریب مادر ای برادر)۴

******

ستاره های من ، به تن دارن کفن

بزار بِرَن داداش ، (جنگ با دشمن)٢

چشای زینب گریون

 پریشونه پریشون

 میگه با حالی محزون

 (روو زده خواهر ، به تو برادر)٢

آماده ی اِذْنِ جهادَن

برا فدا شدن آمادَن

سر را برای جان نثاری

بر دامن (لطفتْ نَهادن)٢

(غریب مادر ای برادر)۴

 

***************************

عبدالله ابن الحسن

 

بیتاب و بیقرار ، میکشه انتظار

برا فدا شدن ، (میکنه اِصرار)٢

زین مردم لامذهب

 جونش رسیده بر لب

 میگه به عمه زینب

 (عَمومْ غریبِ ، خَدُالتَّریبِ)٢

تا کِی باید خیمه بمونم

واسه عمو دل نگرونم

آخه تک و تنهاست تو میدون

إذنم بده ( اِی عمه جونم)٢

(جانم فدایت ای عمو جان)۴

******

تا که اوضاع رو دید ، با عجله دوید

هِی به زمین میخورد ، (تا به عمو رسید)٢

لا اله الا الله

 عبدالله توو قتلگاه

 ناله ای سرداد جانکاه

 (باآه و افغان ، كه اى عموجان)٢

نخواه که من از تو جدا شم

میخوام مثه قاسم داداشم

در راهِ حق و عشق پاکت

عمو حسین (منم فدا شم)٢

(جانم فدایت ای عمو جان)۴

 

***************************

قاسم ابن الحسن

 

رجز میخونم ، همچو یه بُت شِکن

بشناسیدم منم ، (قاسم بن الحسن)٢

کفن پوشیدم بر تن

 آماده سوی دشمن

 شاگردِ عباسم من

 (هَلْ مِنْ مُبارز ، هَلْ مِنْ مُبارز)٢

حراسی از مُرْدَن ندارم

اَحْلا مِنَ الْعَسَلْ شُعارم

فدا عَمومْ کاش بشه جونم

من در پِی (این افتخارم)٢

(جانم فدایت ای عمو جان)۴

******

قاسمِ نوجوان ، مثه یک پهلوان

تو معرکه کرد ، (جنگی نمایان)٢

تنها میون میدون

 قاسمُ کردن بی جون

 آخ که میزد هر ملعون

 (نیزه و شمشیر ، عدّه ای هم تیر)٢

بیا عمو جان در بَرِ من

بگیر رو دامنِت سَرِ من

بیا به دادِ من برس که

نمونده جون (توو پیکرِ من)٢

(جانم فدایت ای عمو جان)۴

 

***************************

حضرت علی اصغر (ع)

 

شبِ قحطِ آب ، دلا چه بیتاب

از رَمَقْ اُفتاد ، (طفلکِ ارباب)٢

چه بیقرار و بیتاب

 اصغر رو دستِ ارباب

 نوای لبهاش آب آب

 (طفل صغیره ، داره میمیره)٢

اصغر شده زار و پریشون

نمونده تویِ پیکرش جون

یه قطره آبی نیست خدایا

میونُ این (دشتِ پُر از خون)٢

(لالا لالا اِی گل بابا)۴

******

دیگه شدْ پَرپَر ، گُلِ نیلوفر

با یه سه شعبه ، (سیراب شد اصغر)٢

داره می‌باره بارون

 از یه گلویِ بی جون

 فواره فواره خون

 (اصغر فدا شد ، حاجت روا شد)٢

هِی دستو پا زد در تب و تاب

سرباز شش ماهه ی ارباب

ببین چطور ، رو دستِ خورشید

خونینْ شده (صورتِ مهتاب)٢

(لالا لالا اِی گل بابا)۴

 

***************************

حضرت علی اکبر (ع)

 

شِبْهِ پیمبری ، نوه ی حیدری

میوه ی قلب من ، (علیِ اکبری)٢

مؤذنِ من بابا

 میری به میدون اما

 قدری آهسته تَر تا

 (ببینه بابات ، اون قدّ و بالات)٢

بزار ببوسم روی ماهت

دعای من پشت و پناهت

برو به میدون اِی عزیزم

اشکِ بابا (بدرقه راهت)٢

(علی علی جان ، علی اکبر)۴

******

تنها تو میدون ، دُوْره شُدْ اکبر

با تیر و نیزه ، (سیراب شُدْ آخر)٢

 اى واى على شد تنها

 تویِ سپاهِ اَعْدا

 پیکرش اِرْبًا اِرْبا

 (آه و واویلا ، زین داغ عُظما)٢

حسین بالایِ سرِ اکبر

رسیده با دو دیده ى تَر

میبینه که نداره حتّى

یه جاىِ سالم توى پیکر (گردیده پَرپَر)٢

(علی علی جان ، علی اکبر)۴

 

***************************

حضرت عباس (ع)

 

شرمندَتَم من ، چشامْ پُرِ اَشک

نمونده آبی ، (داداش توی مَشک)٢

"اَدرکْ اَخا" گفت عباس

 علقمه غوغا بر پاس

 پیچیدْ بوی عِطر یاس

 (اومده زهرا ، اُمِّ اَبیها)٢

بعدِ یه عُمر چشم انتظاری

خزونِ من گَشته بهاری

زهرا به من گفت پسرِ من

برای من (تو افتخاری)٢

(روحی فداکَ ای برادر)۴

******

نمیشه باورم ، پاشو آبْ آورم

شدی تو غرق خون ، (عزیزْ برادرم)٢

بِمونْ کنارم یاسم

 نرو نرو عباسم

 دشمنو خوب میشناسم

 (عَلَم رو بَرْدار ، تو اِی علمدار)٢

داداش اینا خیلی نامَرْدَن

همه بی دینن و ، بی دردن

پاشو دوباره وُ قَدَم زن

ببین دارن (به من میخندن)٢

(پاشو علمدار رشیدم)۴

 

***************************

وداع امام حسین (ع)

 

محنت و رنج و آه ، دیگه رسید ز راه

وقتِ جدائیه ، (خورشیدِ وُ ماه)٢

چشایِ زینب شُدْ تر

 از این وداعِ آخر

 که داره میره دلبر

 (بسوی میدون ، زینب پریشون)٢

بدونْ میمیره بی تو خواهر

آهسته آهسته برادر

کرده وصیت مادرم تا

بوسه زنم (بر جای خنجر)٢

(غریب مادر ای برادر)۴

******

حالِ زینب خراب ، سراسر التهاب

میونِ قتلگاه ، (افتاده ارباب)٢

وللّهِ سختِ خوندن

 از اینکه چه کرد دشمن

 فقط بگم اینو من

 (حسینو کُشتن ، حسینو کُشتن)٢

دیگه ز بعدِ این جسارت

گوشواره ها میره به غارت

با رفتنِ تو ، اهلبیتِت

میرن غریبی و اسارت (ای وای اسارت)٢

(غریب مادر ای برادر)۴

 

دریافت سبك




موضوعات : زمینه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، وداع امام حسین(ع) ،