****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
مسلم ابن عقیل

زمزمه

(به سبك دور لبات زبون نچرخون)

(نه شب)

 

سه شعبه پر شده تو بازار

وای به حال چشم علمدار

حرمله هاشون صف کشیدن

از آل پیغمبر بریدن

خیلی پلیدن

داری میای ولی آقا ششماهتو نیار به همراه

نیار آقا رقیه تو که پیر می شه زودی توی مسیر این راه

******

آقا نیا تنها می مونی

زیر سم اسبا می مونی

رو جیگر تو داغ می زارن

برا سر تو نقشه دارن

رحمی ندارن

رسمشونه  از روی بام  رو اسیرا آتیش می ریزن

ترسم برا  دخترته  تو هم می دونی کوفیا پی کنیزن


*********************************

ورود كاروان به كربلا

 

پنهون نکن از من چشاتو

شور می زنه دلم براتو

بغضی گلومو می فشاره

چشمام بارون خون می باره

آروم نداره

بمن بگو اینجا کجاس ، نگو به کربلا رسیدیم

دعوتمون کرده بودن چرا داداش به شهر نیزه ها رسیدیم

******

خوب بپوشون بال و پرت رو

روی رگای حنجرت رو

دیگه رسید دنیام به آخر

مادر بهم گفته تو بستر

تو می شی پرپر

یکی میاد خنجرشو روی گلوی تو می زاره

هی چی که من داد می زنم اما داداش ناله ی من فایده نداره

 

*********************************

حضرت رقیه (س)

 

به من می گن بابا ندارم

رو شونه ی کی سر بزارم

باید به حالم اشک بریزی

می خواست منو با این عزیزی

برا کنیزی

فکر نکنی عمه برام دوباره گوشواره خریده

رو گردنم لخته شده قطره های خونی که از گوشام چکیده

******

از سر شب خوابم نرفته

راستش بابا دلم گرفته

آخه مگه دوسم نداشتی

قهرم باهات تنهام گذاشتی

نه آشتی آشتی

خیمه ها رو آتیش زدن و گرنه من موهام بلند بود

گمون کنم سر تو هم سوخته وگرنه موهای بابام بلند بود

******

بابا بگو بال و پرت کو

بابا بگو انگشترت کو

این کیه پوشیده عباتو

کی زده چوب بابا لباتو

وا کن چشاتو

چقدر بلا سرت اومد بگو چرا ابروت شکسته

بابا مگه کجا بودی  خاکستر تنور روی موهات نشسته

******

با ناسزا  لبهام و بستن

دندون شیریم و شکستن

دیگه نزار بگم من از شام

با سنگ زدن ماها رو از بام

چه بده دشنام

از اثر تازیونه س پاره شده همه لباسام

لباسی که هدیه دادی یه روز بابا با دستای خودت به دستام

 

*********************************

طفلان حضرت زینب (س)

 

اگه چشام شد مثل دریا

من زینبم فرزند زهرا

ببین چقد پیر شده خواهر

دست من و بگیر برادر

بحق مادر

از کودکی عاشقتم هر چی دارم به پات می ریزم

ببین داداش برات دوتا جوون دارم فدای اکبرت عزیزم

******

الهی که تنها نشم من

اسیر نامردما نشم من

خون علیه تو رگاشون

اسارتم پیش چشاشون

سخته براشون

بزار داداش گلای من برات شهید سر جدا شن

مثل علی تو این سفر رو نیزه ها به زیر سایه ی تو باشن


********************************************

عبدالله ابن الحسن

 

دست منو عمه رها کن

بازم برا  عموم دعا کن

شمشیر و تیغ و نیزه دارن

از هر طرف سرش می بارن

رحمی ندارن

عمه نیا دنبال من وقتی که می زنم پرو بال

میخوام سرم  جدا بشه فدایی ی عمو بشم میون گودال

******

پهلوی تو شد عین مادر

ریختی به هم لعنت به خنجر

چرا شدی عمو زمینگیر

من چه کنم با این همه تیر

خیلی شده دیر

نفس بکش نمی تونی  نیزه فرو کردن تو سینت

من بمیرم بگو بهم این جای پا دیگه چیه عمو رو سینت

 

********************************************

قاسم ابن الحسن

 

با پسرام  فرقی  نداشتی

چه داغی رو دلم گذاشتی

می برمت سینه سینه

اما هنوز پات رو زمینه

نجمه نبینه

همه می گن که قاسمم هزار ماشاالله قد کشیده

اما کسی چه می دونه این قامت حسینه که دیگه خمیده

******

گلاب شده گلم زیر پا

بوی حسن گرفته صحرا

خون می ریزه از نعل اسبا

کنده نمی شه جسمت از جا

یتیم بابا

نفس بکش زنده بمون راهی تا خیمه ها نمونده

باید بریم تا بدنت بیشتر از این به زیر دست و پا نمونه

******

بسکه رشید شد این تن من

جا می خوری بـا دیـدن من

منو بـه آرزوم رسـوندن

رو پیکرم مرکب دووندن

رو خاک کشوندن

ریز ریز شده تنم عمو لخته ی خون چشامو بسته

آروم منو  از رو زمین بردار دیگه  استخونای من شکسته

 

*********************************

حضرت علی اصغر (ع)

 

دور لبات زبون نچرخون

با هم دیگه می ریم به میدون

ایشاالله که جواب بگیرم

رو می زنم تا آب بگیرم

با اینکه پیرم

آی جماعت شما دیگه با شیر خواره که جنگ ندارید

برا خدا یه جرعه آب بهش بدید روی سرم منت بزارید

******

بابا چرا صدات عوض شد

سمت و سوی نگات عوض شد

پنجه ی تیر گلوتو کنده

سرت فقط به مویی بنده

لبات می خنده

چی کار کنم کجا برم چجور بگم علی سیراب شد

می گم رباب آب ندادن اما به جاش حسینت از خجالت آب شد

 

*********************************

حضرت علی اکبر (ع)

 

خیلی برات زحمت کشیدم

تو قد کشیدی من خمیدم

داره خزون می شه بهارم

می خوای بری صبر و قرارم

حرفی ندارم

عمه برات عمامه بست رقیه موت و شونه کرده

ته دلم روشنه که بچم میره میدون ولی باز بر می‌گرده

******

تشنگی رو بهونه کردی

نگفته بودم بر می گردی

تشنگی تو داد نجاتم

دلتنگ بوسه از لباتم

آخه باباتم

جون منی با رفتنت جون دادن منو می بینی

جلوتر از تو جون دادم با اینکه من ایستادم و تو رو زمینی

******

قبر منو پیش تو کندن

پاشو نزا بهم بخندن

با سر زانوهام رسیدم

هر تیکتو رو خاکا دیدم

بیشتر خمیدم

خیلی دلم  میخواد تو رو بقل کنم مثل همیشه

چی کار کنم پیکر تو دیگه علی تو بغل من جمع نمی شه

 

*********************************

حضرت عباس (ع)

 

باید که پر کنه سبو رو

شرمندگی کشته عمو رو

توی چشاش دریای خونه

نگاش همش به آسمونه

دلنگرونه

با بره  آب بیاره عطش گرفته کربلا رو

سخته براش که می شنوه وا عطشای بچه ها رو

******

از آسمون بارون نبارید

چیزی به غیر از خون نبارید

سقا خودش هم تشنه جون داد

وفاشو به عالم نشون داد

مردونه خون داد

برگشت بود سمت حرم  لب تشنه از دریا اباالفضل

وقتی که خورد روی زمین ناله می زد زهرا اباالفضل


دریافت سبك




موضوعات : برادر محسن طالبی پور، زمزمه (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)،