****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
حر ابن ریاحی

زمزمه - واحد

(هشت شب)


خدا کنه یکی بیاد پیش دل شکسته ام

بر داره این بار غم و از روی دوش خسته ام

آه ای خــدا بــده به کارم خاتمه

این رو سیـاه شرمنده شد از فاطمه

افتاد ای وای تو قلب زینب واهمه

سرنــوشت من دیگه تو ی دستای زینبه

تنها سرمایم فقـط ذره ای حجب و ادبه

تو به ی این تن شکسته شدن زیر مرکبه

حسین جان ، قبولم کن جون مادرت

******

هوس ندارم ای خدا کبوتر حرم بشم

فـقـط بـزار آبرویی برای مادرم بشم

قبل از اینکه یک خیمه ای غارت بشه

یا به حسین یه لحظه جسارت بشه

بزار که این بی آبرو راحت بشه

اگـه بشکنـه آقا شیشه ی ناز احساست

یــا کـه شعله ای بیفته توی دامن یاست

وای خجل میشم یه دنیا من از چشم عباست

حسین جان ، قبولم کن جون مادرت




********************************************

مسلم ابن عقیل



درد زمین و آسمون خیمه زده توی دلم

هیجده هزار نامه شده خط به خط اینجا قاتلم


تو هر نگاه یه خنجری کرده کمین


با خون من لاله کاری شده زمین


کوفه نکرد شرم از امیر المومنین


توی این بازار که آهنگراش کینه ای ترن


پیش حرمله سه شعبه جای نیزه می برن


آل پیغمبر همیشه توی کوفه پرپرن


حسین جان ، میا کوفه جان زینبت


******


قسمت من اینه که با لبای پـاره جون بدم


به جرم عشق تو روی دارلامـاره جون بدم


آقا ببین پر وا کرده کبوترت


الهی که اینجا نیفته گذرت


اشکام شدن دلنگرون خواهرت


این سر خونی که بازیچه ی کوچه بازاره


این تن خسته که آثار اون روی دیواره


از هزار و یک مصیبات زینب خبر داره


حسین جان ، میا کوفه جان زینبت




********************************************


عبد الله ابن الحسن



نمی تونم نگا کنم قاتلو روبروی تو

نشسته رو ناحیه ی مقدس سینه ی تو


این نیزه ها که قد کشیدن رو تنت


افتاده ان حالا به جون پیرهنت


می کشنت دور از چشای حسنت


مثل مجتبا میخام روضه خونِ چشات بشم


خون بریزم و بلاگردونِ بچه هات بشم


روضه ی بازِ دم آخر کربلات بشم


عمو جون ، منم علمدار مجتبی


******


دوباره غربت حسن گرفته بغض خیمه رو


دستای کوچیکی میخاد اجازه ی فاطمه رو


با هق هقش میشکنه بغض بچه ها


عمو جونم تنها شده تو قتلگاه


خیمه باشم شرمنده می شه مجتبا


شاید از اشکام لبای عمو تر بشه عمه


باعث کمی خجالت خنجر بشه عمه


سینه ی عمو یه خورده سبکتر بشه عمه


عمو جون ، منم علمدار مجتبی




********************************************


قاسم ابن الحسن



دارن موسوزونن تو رو با شلعه ی جنگ جمل

کشتن دلبند حسن حالا شده خیر العمل


سمتت اومد از هر طرف صدها بلا


زخم زبون کاری تر از سر نیزه ها


حرفی بزن تلخه سکوت مجتبا


ارث فاطمه رسیده به این جسم لاغرت


بند نعلینت گره خورده با موی پرپرت


زیر مرکب ها امون از نفس های آخرت


واویلا ، برس به فریادم عمو


******


انگاری همهمه شده دوباره توی قتلگاه


صدای ناله ی کیه که مونده زیر دست و پا


خون می باره از چشم یاس و یاسمن


یک لشگر و یک یوسف گل پیرهن


پهنه بازم سفره ی اطعام حسن


این می و مستی همه می دونن کار مجتباس


این همه عسل فقط توی بازار مجتباس


این قد رعنا که اینجاس علمدار مجتباس


واویلا ، برس به فریادم عمو




********************************************


حضرت علی اصغر (ع)


علی چقدر سخته برام این امتحان آخری

همین یه غم کافیه تا از پا بیوفته لشگری


سخته غمت انگاری داغ حیدره


برای من جون کندنای آخره


قنداقه تو تا خیمه ها کی می بره


بی خدافظی داری از دل خیمه ها می ری


روی دست من چه بی موقع و بی هوا می ری


مثل من تو هم پیش مادرم سر جدا می ری


واویلا ، بای ذنب قتلت


******


خدای من یه قطره آب چقد گرون تموم شده


بعد یه لرزه ی کوچیک اصغر من آروم شده


آتیش زدن به سینه ی غریب من


پرپر شدی ای شکوفه ی سیب من


آروم بگیر گل پسر نجیب من


خیمه ها دیگه نه جای تو هست و نه جای من


تو می ری ولی باید که بگیرن عزای من


بعد تو دیگه شکسته شد این انحنای من


واویلا ، بای ذنب قتلت




**************************************************


حضرت علی اکبر (س)



جلوه نکن عشوه نریز خوش قد و بالای حرم

با این شتاب رفتنت جون میده لیلای حرم


اذون بگو آروم بگیره خیمه ها


آروم برو تا نشکنه بغض بابا


خاک صحرا از اشک لیلا شد دریا


نا مسلمونا همه کینه ی جاهلی دارن


واسه ی تنت یه برنامه ی کاملی دارن


هر کدوم زخمی روی سینه شون از علی دارن


علی جان ، غمت می کشه اهل خیمه رو


******


با اون صدای فاطمی ت بازم صدام کن پسرم


چقد عوض شدی علی به کی بگم وای کمرم


خاک صحرا پر شده از صدای تو


هر جا می رم جامونده رد پای تو


ای وای از این پیکر جابجای تو


میوه ی دلم به دورت هیاهو به پا شده


قبل تو علی توی خیمه لیلا فدا شده


پیکر منم کنار تن تو رها شده


عزیزم ، پاشو داره جون میده بابا




**************************************************


حضرت عباس (س)



پیچیده عطر و بوی سیب توی فضای علقمه


پهلو گرفته عاقبت کشتی امن فاطمه


دریا دریا شرمندگی تو چشماشه


با اون حالش تقلا می کنه پاشه


آخه اونی که داره میاد داداشه


گریه می کنن به حالش همه مشکای حرم


با قد خمش یکی می گه ای وای برادرم


بعد تو دیگه امون از غریبی خواهرم


علمدار ، پاشو بریم سمت خیمه ها


******


چشای خیسم ای خدا دیگه توونی نداره


مشکو دادم دست عمو گفته می ره آب بیاره


آی بچه ها کی از عمو خبر داره


عمه چرا دست روی معجر می زاره


می چرخونه حرزی به دور گهواره


وای نگا کنید ببینید چقدر پیر شده بابا


چی دیده مگه که اینطور زمینگیر شده بابا


عمو جون کجاس چه برگشتنش دیر شده بابا


کجایی ، عمو همه چش براهتن




**************************************************


قتلگاه امام حسین (ع)



می خوام برم تا خیمه ها رخت اسیری تن کنم

یه تیکه معجر بیارم جسم تو رو کفن کنم


به من بگو کهنه پیراهنت کجاس


عمامه ی پیغمبرت دست کیاس


لبهات ولی دور از همه گرم دعاس


وای پاشو بریم منو از تو این همهمه ببر


پاشو خواهر و زیر چادر فاطمه ببر


تا نجوشیده رگ غیرت علقمه، ببر


واویلا ، برادر سر جدای من


******


تا ناله هات بلند می شه نیزه هاشون بالا میره


یه رد پای آهنی راه گلوتو میگیره


داره میره آروم آروم تصویر تو


تو سینه ته یک نیمه از تکبیر تو


یا فاطمه شد ذکر نفس گیر تو


آیه های تو چه جور افتادن زیر پا حسین


خواهرت زنده س نمون تنها تو قتلگا حسین


دور پیکرت می رقصن چرا کوفیا حسین


واویلا ، برادر سر جدای من




دریافت سبک


شعر : توزنده جانی

سبک : محسن طالبی پور




موضوعات : برادر محسن طالبی پور، زمزمه (محرم و صفر)، واحد (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، قتلگاه امام حسین(ع) ، حـر ابن یزید ریاحی،